بابا مجتبیبابا مجتبی، تا این لحظه: 41 سال و 7 ماه و 24 روز سن داره
مامان زهرامامان زهرا، تا این لحظه: 34 سال و 8 ماه و 10 روز سن داره
زندگی مازندگی ما، تا این لحظه: 12 سال و 5 ماه و 24 روز سن داره

ارمغانِ بهشت

این داستان ... جابجایی روز تخمک گذاری D:

سلام عزیز دلم بخاطر تداخل زمان تخمک گذاری و روزهای مکروه ماه خیلی نگران بودم، همسری می گفت اگه نمیشه تغییرش داد صدقه میدیم بلا رفع میشه ان شاالله به یه سایت پرسش سوالات شرعی هم رفتم و ازشون پرسیدم که چکار باید بکنم؟ و جواب این شد که اگر قابل جابجایی نیست صدقه بدید و بقیه مسایل رو رعایت کنید رفع میشه ان شاالله اما چه کنم که دلم راضی نمی شه! مکروه علامت خطره مخصوصا وقتی پای شما در میون باشه عزیزکم امروز رفتم پیش خانم ادراکی، پزشکم، در واقع مامای عزیزم، و موضوع رو باهاشون درمیون گذاشتم و ایشونم گفتن که مکروه مکروهه، و بهتره انجامش ندی و بهم دوتا پیشنهاد دادن: 1 اینکه از قرص جلوگیری استفاده کنم تا دوره م عقب بیوفته؛ که من باهاش مش...
2 شهريور 1395

توکل

سلام عزیز دلم حالت چطوره مامانی؟ خوبی؟ حتما خوبی... مدتهاست وقتی موعد پ میرسه خیلی خوشحالم ... دیگه درد و هیچیش برام مهم نیست همین که میبینم سالمم و کیست ندارم (ینی ان شاالله که ندارم چون بعد از دو سال دوباره دوره م 30 روزه شده ) حالم خوبه . ماه پیش گفتم اقدام میکنیم اما چک کردم متاسفانه اون چند روز روزای خوبی نبودن برای بارداری! در سنت و احادیث ما آخر و اول ماه اقدام به بارداری خوب نیست و متاسفانه قمر در عقرب هم اضافش شده! گفتم باشه حتما خیری هس . منتظر موندم ببینم این ماه هم دوره م درسته ؟ که درست بود الحمدلله صبح با خوشحالی رفتم سراغ تقویم همسران چک کردم اون چند روزی که احتمال تخمک گذاری بود فقط دو روز اولش خوب بود! ...
27 مرداد 1395

و توکل بر خدا ...

سلام عزیز دلم خیلی دلم می خواست بیام و برات از دلتنگی هام ... از خستگی هام از بی حوصلگی هام بنویسم تا یکم آروم شم شاید اما ترجیح دادم پیش خودم حلش کنم دلم برات لک می زنه مثل همیشه این ماه خدا رو شکر انگار خوب شدم دوره م 28 روزه شده و حساب کردم مه پیش علامتای تخمک گذاریم 14 تا 16 روز بعد از پریودم بود . خیلی حالم خوبه امشب سیاهدانه هم گرفتم تا از فردا با عسل استفاده کنم (دوستان اگر در این مورد اطلاعاتی دارید بفرمایید استفاده کنیم ) تخمک گذاری این ماهم تقریبا میشه یک هفته آینده خیلی دلم تو رو می خواد دیگه تحمل دوریتو ندارم! الان شرایطم خیلی خوبه ، ترم آینده 6 واحد عمومی دارم با پروژه کلا 2-3 کلاس در هفته بیشتر نمیشه ان ...
5 مرداد 1395

زندگی ما دوسالگیت مبارک :)

سلام دردونه ... امروز زندگی ما دو ساله شد ... ان شاالله سال آینده سه تایی سه ساله شدنمون رو جشن بگیریم عزیز دلم ، البته ما که جشن نمیگیریم اما تو باشی جشنی که توی قلبمون برپاست پر نشاط تره دوستت دارم همچنان     ...
22 ارديبهشت 1395

و فرض می کنم که تو می خوانی ...

می خواهم برایت نامه ای بنویسم بدون هیچ ابهام ، برویم سر اصل مطلب ؛ اصل مطلب این است که دلم برایت تنگ است ! اصلا تو حال مرا می دانی ؟! می دانی که هر شب برایت نامه می نویسم و فرض می کنم که تو می خوانی ... هر شب با تو حرف می زنم و از حال خودم می گویم فرض می کنم که تو هم جوابم را می دهی اما جواب هایی که من ، منتظر شنیدنش هستم ! چون می دانم تو واقعا جواب نمی دهی یا اگر جوابی بفرستی ، قطعا من ناراحت می شوم از شنیدنش ... پس بگذار فرض کنیم همه چیز خوب است ! شاید حال من هم بهتر شد ... [ فرهاد محمدی ] ....................... سلام عزیز دلم دیشب بالاخره رفتم سونوگرافی بعد از چند ساعت توی نوبت نشستن ج...
9 ارديبهشت 1395

یا رحمن و یا رحیم ...

سلام عزیز دلم   چند روز پیش بی بی چک گذاشتم و جوابش واضحا منفی شد ! گفتم خدا نخواسته و به صلاحمون نبوده این ماه حتما   توی پست قبلی گفتم باید برم حافظ . رفتم اما بازم نشد بهونه های مختلف میارن هر دفعه با دل شکسته برگشتم پیش همسری که جلو در بیمارستان منتظرم بود ، بغض گلومو فشار می داد خیلی سعی کردم کنترلش کنم و موفقم شدم با چند دقیقه حرف نزدن اما بازم گفتم خدا نخواسته ، همسری گفتن برو خصوصی هزینش هم مهم نیست ، حتی رفتم خصوصی اما اونا هم نبودن و باید عصر دوباره میرفتم ، اسممو هم نوشتم توی لیست اما بخاطر اینکه باید آماده می شدم برای رفتن به اعتکاف نرفتم .   امشب قبل نماز که رفتم وضو گرفتم یه...
7 ارديبهشت 1395

گیجم...اما ایمان دارم.

سلام عزیز دلم   بازم من و دل تنگی و این نی نی وبلاگ شما ... امشب تنهام ، همسری رفتن ماموریت تهران ، دلم براش خیلی تنگ شده ...   باوجود اصرارای باباییتون موندم خونه خودمون ؛ دوست داشتم تنها باشم یکم ، یکم فکر کنم به خودمون !   وقتی فهمیدم کیست داشتم و الان وضعیتم معلوم نیست دلم شور افتاد! ولی با خدا عهد کردم که مثل گذشته بهش ایمان داشته باشم ... سونو هم نرفتم که دلم نگه ببین کیست داری باردار نمیشی الان! نشستم و عهد کردم و اقدام تا اگر ارحم الراحمین صلاح دونست شما نصیبمون بشی ، دیروز با همسری رفتیم عرقیاتی ، چنتا عرق و عسل و این چیزا خریدیم بخوریم تا ان شاالله حال شما بهترتر باشه ... یادم افتاد بی...
29 فروردين 1395

لیله الرغائب

سلام مامانی حالت چطوره؟؟ خوبی ان شاالله؟؟ عالی؟ خب الحمدلله   چی بگم؟ از کجا شروع کنم؟؟   روز پنج شنبه 26 فروردین رفتم پیش مامای مهربونم خانم ادراکی ، جواب آزمایشمو دیدن گفتن همه چیز خوبه ، قرار بود برم سونو که نشد ، اما سونوی مربوط به حدود دو سال پیشم رو که نشونشون دادم گفتم کیست تخمدان داشتی و تخمدونا بزرگ شدن!!! اینو خانم دکتری که جواب رو نشونش دادم نفهمید!!! فقط بهم گفت تخمکات تنبل شدن یکم اونم چون پریودای قبل ازدواجت منظم بودن مشکلی نداره! خانم ادراکی گفتن این خیلی مهمه اما میتونی اقدام کنی اگر مثبت نشد اونوقت بیا تا بریم برای درمان . گفتن فقط استرس نداشته باش که بدتر از همه چیزه .   ...
28 فروردين 1395

بالاخره پری شدم ... الهی به امید تو

سلام عزیز دلم   اینم از تعطیلات عید ... حالا ما موندیم و مغزی که یادش نیست قبل از عید چی ازش خواسته بودن تو دانشگاه! چقدر بده!!! این روزا رو به امید ترم آخری بودن می گذرونم ... بالاخره تموم می شه.   راستی جمعه که 13 فروردین باشه پری شدم بالاخره... با همسری تصمیم گرفتیم این ماه اقدام کنیم ، تا خدا چی بخواد .   مطالعه مو بیشتر کردم ، عرق رازیانه هم گرفتم شبی یه استکان می خورم . خیلی تعریفشو شنیدم ... امیدوارم اثر داشته باشه (دوستان اگر چیزی در این مورد می دونن راهنمایی کنن ممنون میشم )   خیلی امیدوارم که همین دفعه اولی شما تشکیل بشی اما چون سپردمش به خدا اگرم نشد سعی می کنم ...
15 فروردين 1395

شب سال نو ... ساعت 3 بامداد

سلام عزیز دلممممممممممممممممممممم   حالت خوبه؟؟ البته که خوبی ، اون بالا پیش خدا چرا نباید خوب باشی   منم خوبم ، خدا رو شکر ...   تا همین چند دقیقه پیش داشتم سفره هفت سینمو میچیدم ! سال نو منتظر نموند تا من کارام تموم شه و هنوز کلی کار دارم .   این چند روز یا مریض بودم یا درگیر سفره هفت سین مادر جون ( مادر شوهر عزیز ) بودم ، دوست داشتم سال نویی دلشونو شاد کنم که الحمدلله خیلی خوششون اومد و همه ( عمه مرضیه و همسرشون هم اومدن شیراز ) کلی تعریف و ذوق کردن منم البته کلی خجالت کشیدم   راستی نگفتم برات نه؟ با پولی که همسری گلم بهم هدیه داد رفتیم باهم رنگ ویترای ( م...
1 فروردين 1395